من تنهام اما طاقت تنهاییو ندارم خدا خواهش میکنم کمکم کن منو مشغول یه کاری کن که تنهاییو حس نکنم خدا خواهش...

از بچگی تنهایی رو حس میکردم.خانوادمون زیاد رفت و امد نداشتیمو همیشه تنها بودیم.هم پدر و هم مامانم خیلی دوستم داشتن اما من همبازیم میخواستم.خواهر برادرامم که ...
خیلی خیلی خیلی احساس تنهایی میکنم این تنهایی هنوز با منه.من دیگه خسته شدم.نه از نظر قیافه نه تحصیلات هیچی کم ندارم اما دوستای کمی دارم.خیلی کم
خجالتی نیستم اما سرنوشت من اینه
خداااااااااا؟خواهش میکنم تو ۲۳ سال زندگیم طعم تنهاییو خوب فهمیدم اما الان دیگه نه خواهش میکنم.همین الان که اینجام خانوادم بیرونن و من تنهای تنهام.هیچکی به فکر من نیست..
کاش بابا زنده بود..
زود ازدواج کردمکه شاید از تنهایی در بیام اما هیچ فایده ای نداشت.اونم منو تنها گذاشت.حتی خانواده ی شوهرم
حالا من دیگه خستم
خسته خسته....
از وقتی که یادم میاد تنها بودم از همون بچگی

